این شکسته چنگ بی قانون
رام چنگ چنگی شوریده رنگ پیر
گاه گویی خواب می بیند
خویش را در بارگاه پر فروغ مهر
طرفه چشم نداز شاد و شاهد زرتشت
یا پریزادی چمان سرمست
در چمنزاران پک و روشن مهتاب می بیند
روشنیهای دروغینی
کاروان شعله های مرده در مرداب
بر جبین قدسی محراب می بیند
یاد ایام شکوه و فخر و عصمت را
می سراید شاد
قصه ی غمگین غربت را..........
................
ای پریشانگوی مسکین ! پرده دیگر کن
پوردستان جان ز چاه نابرادر نخواهد برد
مرد ، مرد ، او مرد
داستان پور فرخزاد را سر کن
آن که گویی ناله اش از قعر چاهی ژرف می اید
نالد و موید
موید و گوید
آه ، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم
بر به کشتیهای موج بادبان را از کف
دل به یاد بره های فرهی ، در دشت ایام تهی ، بسته
تیغهامان زنگخورده و کهنه و خسته
کوسهامان جاودان خاموش
تیرهامان بال بشکسته
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینه
راویان قصه های رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار می خواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غاز
چشم می مالیم و می گوییم : آنک ، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس
وای ، وای ، افسوس
...................................................................................
ما از«اورک» ها نبوده ایم...خون خوار نبوده ایم...وحشی نبوده ایم...
آقای زاک سنایدر...آقای فرانک میلر...نه شما و نه هیچ قدرتی نمیتواند انکار کند...تمدن بیش از ۷۰۰۰ ساله ی ایران را
اولین بنا های خشتی جهان...اولین طاق ها و قوس ها...اولین شهرها ...اولین سیستم لوله کشی آب...
اولین بیانیه ی حقوق بشر...
و بسیار اولین های دیگر دراین خاک شمرده شد.
چند تاش را می خواهید پاره کنید؟
فکرمیکنم حالا دیگرهمه ی شما ازماجرای فیلم سیصد خبر دارید. جزئیات مطلب را می توانید در این آدرس بخوانید:
http://www.osyan.net/2007/03/post_926.php
چه باید کرد؟؟؟
گذشتن از این ماجرا به خدا خیلی درد دارد.
چه باید کرد؟؟؟