شهرزاد عزیزم مرسی از دعوتت. اما بازی سختیه...خب من فکر می کنم خیلی چیزا هست که گفتنش ضرورتی نداره ...خیلی چیزا هست که آدم دلش می خواد همه بدونن اما نمیشه ...یا... حرف زدن در مورد این مسایل معمولا خیلی مشکله...
۱- وقتی ۴ ساله بودم یه شب تو حیاط خونه ی مادربزرگ با بابام مشغول بازی بودیم . یک کارتن پودر رخت شویی زیر راه پله ی پشت بام توجه من رو به خودش جلب کرد. پرسیدم : بابا این همه تاید برای چی اینجاست؟! گفت : برای روز مبادا!! من تا مدت ها فکرم مشغول این مسئله بود که روز مبادا چه روزیه که این همه تاید!!! نیاز داره. بعد ها هم این خاطره سب ساز نوشتن شعر برای روز مبادا شد.
۲- از سال اول ابتدایی تا سال آخر دبیرستان توی مدرسه در حال خوندن یا رقصیدن می گرفتنم. ولی چون بچه زرنگ بودم کاری باهام نداشتن. تمام دوران کودکی ام به شیطنت و البته کمی فراتر از اون (وحشی بازی) گذشت. دوچرخه ی پسرای محله رو می دزدیدم و فرار می کردم. اونا بدو و من بدو تا نزدیکی های خونه مون که دوچرخه شون رو ول کنم تو کوچه و بپرم تو خونه قایم شم. تخصصم هم در بالارفتن از درخت های سه پستون و چیدن سه پستون و درست کردن بادبادک و پریدن پشت وانت در حال حرکت و ...پیش پا افتاده هاش پنچر کردن لاستیک همیسایه بداخلاق و زنگ زدن و فرار کردن(البته فقط همسایه های بد) خلاصه یه دختر بچه ی فضول و رویایی و فوق العاده وراج.
۳- یه بار چند سال پیش ۷۰ تا استامینوفن کدئین رو با هم خوردم. اما نمردم ...هیچیم نشد....فقط شب رو تا صبح گلاب به روتون ۱۰۰ بار آوردم بالا. و به این نتیجه رسیدم که باید راه های بهتر رو هم یاد بگیرم. (غرض البته خودکشی نبود!!!). هنوز که هنوزه بوی استامینوفن کدئین حالم و به هم میزنه.
۴- عاشق تمام حیوونام. هر جور جانوری که فکرش رو کنین دوست دارم و حتما در صورت امکان نگه داری میکنم. فعلا مشغول یه همستر کوچولوی خوشکلم که جای خالی جوجه ها م و پر می کنه. تو پرونده ام هم سگ و گربه و روباه و ...داشتم تا حالا. حیوانات اولاد وفاداری هستند!!! تو اتاقم هم پر از عروسکه حیووونه ...اشکالی داره؟؟؟
۵- یه زمانی به شدت دوم خردادی بودم...به خاتمی هم رای دادم...عشق شریعتی داشتم و یه مدت هم ازاین اسلام گراهای مثلا روشن بودم...خب که چی؟؟؟کاش هنوز هم می تونستم به چیزی یا کسی اعتقاد داشته باشم.
خب..این هم چند تا اعتراف کوچولوی مضحک. اما...به قول مارگوت بیکل :
سکوت سرشار از سخنان نا گفته است!!!
بگذریم. من هم حمیدرضا سلیمانی و ناهید و(اسب وحشی)بهار هاشمی و (کابوس) مهدی و سبا پاکدل (ملکه سبا) رو به بازی دعوت می کنم.